به دلیل هزینه های بالای سرور های یارگمنام مجبور به قرار دادن تبلیغات همسان هستیم , لذا در صورت مشاهده تبلیغات غیر موضوع یارگمنام بدانید از روی جبر و مشکلات مالی می باشد . با تشکر مدیریت یارگمنام

عملیات مکه

انیمیشن عملیات مکه

بازدید : 4232 نفر ؛ دیدگاه : 3 دیدگاه
asabani-iran

ایران ، عصبانی ترین کشور دنیا ؟ ؟ ؟

بازدید : 1542 نفر ؛ دیدگاه : بدون دیدگاه

بی حجابی مجازی

بازدید : 1145 نفر ؛ دیدگاه : بدون دیدگاه
رسانه یارگمنام</div>
  • شما در یارگمنام  

  •  
  • اندیشه ی ولایت فقیه، ولایت رسول الله 
  • هستید
  • اندیشه ی ولایت فقیه، ولایت رسول الله

    شعیه به این معتقد است ابتدا خدا، پیامبر و بعد از آن ولایت اولی الامر است. هنگامی که در زمانی اطلاق می شود که درجامعه ای امام معصوم باشد اما در زمان غیبت تکلیف چیست؟ دراین مطلب به پاسخ این سوال و ولایت رسول الله می پردازیم.

    یکی از مواریث کهن و دیرینه تفکر شیعه، میراث عظیم حکومت اسلامی و اصل مترقی ولایت فقیه است.

    تشکیل حکومت و اعمال ولایت، نه تنها از آرمان ها و آرزوهای تفکر شیعی؛ بلکه به عنوان یک وظیفه و مسئولیت، در طول تاریخ، بر عهده عالمان و فقیهان جهان تشیع بوده است؛ اما آنان هرگز موفق به تشکیل حکومت فراگیر و اعمال ولایت نشدند.

    اندیشه ی ولایت فقیه

     

    اندیشه ولایت فقیه، یکی از محوری ترین و حیاتی ترین اصول در اندیشه شیعی در عصر غیبت محسوب می شود.

    شیعه معتقد به حاکمیت خدا و حاکمیت پیامبر و پس از آن حضرت، حاکمیت «اولی الامر» است.

    اولی الامر در زمان حضور امام معصوم به وی اطلاق می شود؛ اما در زمان غیبت، تکلیف جهان اسلام و جهان تشیع چیست و اولی الامر به چه کسی گفته می شود؟

    جهان تشیع در عصر غیبت معتقد به اصل نیابت (نیابت خاص و نیابت عام) است، و مهم ترین وظیفه و تکلیف فقیه نایب امام در عصر غیبت، اجرای احکام اسلام است و این امر، تنها در سایه تشکیل حکومت امکان پذیر است. بنابراین، شیعه معتقد است که در عصر غیبت، فقیه جامع الشرایطی که بتواند تشکیل حکومت دهد، اولی الامر می باشد.

    فقیهان شیعه، بدون استثنا، همه معتقد به اصل ولایت فقیه هستند و در اصل ولایت فقیه، هیچ اختلافی نیست؛ اما در محدوده و گستره ولایت فقیه، اختلاف است و به عبارت دیگر، پیشینه ولایت فقیه و حکومت اسلامی در جهان تشیع، به پیشینه فقه و فقاهت بر می گردد و به همین دلیل، انکار ولایت فقیه در جهان تشیع، به انکار اصل فقه و فقاهت بر می گردد و اگر فقیهی به مخالفت با ولایت فقیه و ولایت فقها بپردازد، در واقع، به مخالفت با خود پرداخته است.

    آغاز عصر غیبت

     

    از آغاز عصر غیبت، نیمه دوم قرن سوم هجری (۲۶۰ ق) تا کنون (نیمه اول قرن پانزدهم هجری)، تمام فقها و محدثان شیعه، از اصحاب امام عسکری علیه السلام و نواب خاص امام عصر(عج) گرفته تا فقهای اولیه، مانند شیخ صدوق، شیخ مفید، سید مرتضی و شیخ طوسی و نیز فقهای مکتب نجف و قم و سایر مکاتب و مدارس فقهی شیعی معاصر، همه در ابواب مختلف کتاب های فقهی، به مسئله ولایت فقیه پرداختند.

    بحث درباره حکومت اسلامی و ضرورت اقامه حدود و دیات در تمام زمان ها، از دغدغه های جدی فقها بوده است و در برخی از زمان ها و مکان ها فقها به واسطه اعتقاد به اصل ولایت فقیه، موفق به تشکیل حکومت در منطقه محدودی شدند و به اقامه حدود و دیات و اعمال سیاست و حکومت پرداختند.

    اعمال حاکمیت و تشکیل حکومت از نظر فقهی، مورد اجماع فقها بوده است و این حکومت (حکومت ولایت فقیه)، ادامه همان حکومت پیامبر صلی الله علیه وآله و امام علیه السلام است.۱

    اگر کسی در ولایت فقیه، وسوسه و تردید و تشکیک کند، از فقه، بویی نبرده است و ولایت فقیه از امور روشنی است که احتیاج به هیچ دلیلی ندارد.۲

    ولایت فقیه و حکومت اسلامی در واقع، تحقق آرمان ها و آرزوهای دیرینه عالمان و فقیهان شیعه بوده است و امام خمینی با تشکیل حکومت اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران، به یکی از آرمان ها و آرزوهای تاریخی جهان تشیع و عالمان و فقهای راستین تشیع، جامه عمل پوشاند.

    ملاک ولایت فقیه در اندیشه امام خمینی

     

    راستی ملاک ها، معیارها و مقیاس های اصل مترقی ولایت فقیه و حکومت اسلامی در اندیشه امام خمینی چیست؟

    امام خمینی از طرح مسئله ولایت فقیه از زمان نگارش کتاب کشف اسرار تا کتاب ولایت فقیه و تا طرح نظریه ولایت مطلقه فقیه و تشکیل حکومت اسلامی، چگونه به تبیین اصل حکومت اسلامی و ولایت مطلقه فقیه پرداخت؟

    امام خمینی، ولایت فقیه را از موضوعاتی می داست که تصور آن، موجب تصدیق می شود و چندان به برهان احتیاج ندارد؛ به این معنا که هر کس عقاید و احکام اسلام را (حتی اجمالاً) دریافته باشد، چون به ولایت فقیه برسد و آن را به تصور آورد، بی درنگ تصدیق خواهد کرد و آن را ضروری و بدیهی خواهد شناخت.

    امام در تبیین اصل ولایت فقیه، به این مسئله پرداخت که غفلت برخی و نیز تلاش استعمار، سبب شده که اسلام بد معرفی شود و تنها به احکام فردی و عبادی اسلام، توجه شود و از احکام اجتماعی و سیاسی اسلام، غفلت شود.

    ضرورت تشکیل حکومت اسلامی

     

    اسلام در اندیشه امام خمینی، مکتبی جامع است که هم به احکام فردی و عبادی توجه کرده و هم به احکام اجتماعی، اقتصادی، حقوقی، سیاسی و فرهنگی پرداخته است.

    «اسلام علاوه بر نماز و روزه و حیض و نفاس، حدود هم دارد؛ قصاص هم دارد؛ قضا و شهادات نیز دارد؛ سایر احکام اجتماعی هم دارد».

    امام می فرمود: «ما اعتقاد داریم که ضرورت تشکیل [حکومت اسلامی]، جزئی از ولایت است… در واقع، قانون، مجری لازم دارد و صرف وجود قانون درست، کافی نیست؛ بلکه باید کسی باشد که این قوانین را اجرا کند؛ تا جامعه به سعادت برسد».

    امام معتقد بود که «این را که دیانت باید از سیاست جدا باشد و علمای اسلام در امور اجتماعی و سیاسی دخالت نکنند، استعمارگران گفته و شایع کرده اند و این را بی دین ها می گویند».

    امام خمینی تشکیل حکومت اسلامی را، روش رسول الله صلی الله علیه وآله و امیرالمؤمنین علیه السلام می دانست و می فرمود: «از غیبت صغرا تا کنون که بیش از هزار سال می گذرد و ممکن است صد هزار سال دیگر بگذرد و مصلحت اقتضا نکند که حضرت تشریف بیاورد، در طول این مدت مدید، احکام اسلام باید زمین بماند و اجرا نشود و [هر کس] هر کاری خواست بکند»؟

    از نظر امام، احکام اسلام و اجرای احکام، منحصر به زمان و مکان خاصی نیست؛ بلکه برای تمام زمان ها و مکان هاست. وی در این باره می فرمود: قوانینی که پیغمبر اسلام در راه بیان و تبلیغ و نشر و اجرای آن، ۲۳ سال زحمت طاقت فرسا کشید، فقط برای مدت محدودی بود؟ آیا خدا اجرای احکامش را محدود کرد به دویست سال و پس از غیبت صغرا، اسلام دیگر همه چیزش را رها کرده است؟ اعتقاد به چنین مطالبی یا اظهار آنها، بدتر از اعتقاد و اظهار منسوخ شدن اسلام است.

    حکومت اسلامی

     

    امام خمینی، منکر ضرورت تشکیل حکومت اسلامی را منکر ضرورت اجرای احکام اسلام می دانست و می فرمود:

    «هیچ کس نمی تواند بگوید دیگر لازم نیست از حدود و ثغور و تمامیت ارضی وطن اسلامی دفاع کنیم یا امروز مالیات و جزیه و خراج و خمس و زکات نباید گرفته شود؛ قانون کیفری اسلام و دیات و قصاص، باید تعطیل شود. هر که اظهار کند که تشکیل حکومت اسلامی ضرورت ندارد، منکر ضرورت اجرای احکام اسلام شده و جامعیت احکام و جاودانگی دین مبین اسلام را انکار کرده است.

    امام خمینی علاوه بر استدلال های ضروری، وجدانی و عقلی، برای اثبات حکومت اسلامی و ولایت فقیه، به برخی از دلایل حدیثی و روایی نیز برای اثبات حکومت اسلامی و ولایت فقیه، استدلال می کرد.

    امام خمینی معتقد بود که ما به حکم شرع و عقل، موظفیم که حکومت را به مسیر اصیل اسلامی اش برگردانیم.

    وحدت در حکومت اسلامی

     

    در حکومت اسلامی امام خمینی، باید وحدت و اتحاد وجود داشته باشد؛ تا استعمارگران «وطن بزرگ اسلامی» را متفرق نکنند و باید با «وحدت و آزادی ملت های مسلمان»، حکومت های ظالم و دست نشانده را سرنگون و پس از آن، «حکومت عادلانه اسلامی» را که در خدمت مردم است، به وجود آوریم.

    در اندیشه امام خمینی و پس از تشکیل حکومت اسلامی، مقام فقها (در اجرای احکام حکومت اسلامی) همان مقام ائمه و رسول اکرم است؛ زیرا اینجا صحبت از مقام نیست؛ بلکه صحبت از وظیفه است».

    امام خمینی پس از تشکیل حکومت اسلامی نیز به تبیین حکومت اسلامی و اصل مترقی ولایت فقیه و شئون و اختیارات ولایت فقیه برای اداره جامعه اسلامی پرداخت.

    تعیین نهاد های حکومتی

     

    امام با تعیین و تبیین نهادهای حکومتی و مردمی و تبیین وظایف و عملکردهای آنها، به تبیین عملی اختیارات و وظایف ولایت فقیه پرداخت و نمونه هایی از احکام ولایی و احکام حکومتی در امور اجرایی، قضایی، انتظامی و نظامی، قانون گذاری، نظارتی و مهم تر از همه در اداره جنگ و فرماندهی کل قوا را صادر کرد.

    تأمل و تدبر در برخی از اقدامات امام خمینی در دوران رهبری و مدیریت و حکومت اسلامی، نشان از توان مدیریت اصل مترقی ولایت فقیه دارد. اداره و مدیریت کشور در حوادث سال های اول انقلاب و نزاع ها و درگیری های داخلی، پیدایش پدیده جنگ و مدیریت و پایان جنگ، حل بحران قائم مقام رهبری و مدیریت آن، ایجاد توازن در میان احزاب، گروه ها و جریان های سیاسی و مدیریت آنها، حل معضلات نظام، توجه به حفظ نظام و گره گشایی از مشکلات بسیار دیگر، نشان از توفیق مدیریت امام در اجرای حکومت اسلامی و ولایت فقیه است.

    توفیقات مقام معظم رهبری در سال های پس از امام (۱۳۶۸ تا کنون) نیز نشان گر موفقیت نظام حکومت اسلامی و نظریه ولایت فقیه، برای اداره کشور، در دنیای متلاطم امروزی است.

    پی نوشت ها:
    ۱. محقق کرکی، رسائل، ج ۱، ص ۱۴۲
    ۲. نجفی، جواهرالکلام، ج ۱، ص ۳۹۷

    این پست در تاریخ تیر ۱۰, ۱۳۹۷ توسط تیم نوشتار یارگمنام ارسال شده است .

    124
    ارسال نظر
    1 . دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسانه یارگمنام در وب منتشر خواهد شد.
    2 . پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    3 . پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    تمامی حقوق اعم از قالب ها و نوشته ها نزد یارگمنام محفوظ می باشد و کپی برداری از آن ها پیگرد قانونی دارد . کپی از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد .

    Coding By S-Mohammad-H