به دلیل هزینه های بالای سرور های یارگمنام مجبور به قرار دادن تبلیغات همسان هستیم , لذا در صورت مشاهده تبلیغات غیر موضوع یارگمنام بدانید از روی جبر و مشکلات مالی می باشد . با تشکر مدیریت یارگمنام

نوروز پس از اسلام

نوروز پس از اسلام

بازدید : 2 نفر ؛ دیدگاه : بدون دیدگاه
فواید مرگ

فواید یاد مرگ

بازدید : 129 نفر ؛ دیدگاه : بدون دیدگاه
نگهداری سگ در خانه

حکم نگهداری سگ در خانه

بازدید : 130 نفر ؛ دیدگاه : بدون دیدگاه
عملیات مکه

انیمیشن عملیات مکه

بازدید : 5130 نفر ؛ دیدگاه : 3 دیدگاه
asabani-iran

ایران ، عصبانی ترین کشور دنیا ؟ ؟ ؟

بازدید : 1896 نفر ؛ دیدگاه : بدون دیدگاه

بی حجابی مجازی

بازدید : 1550 نفر ؛ دیدگاه : بدون دیدگاه
رسانه یارگمنام</div>
  • شما در یارگمنام  

  •  
  • راه های تمرکز در نماز 
  • هستید
  • راه های تمرکز در نماز
    تمرکز در نماز

    برای کسب حضور قلب در نماز یکی از مهمترین مساله ها طهارت و پاکی دل است. دل آلوده به گناه، سیاه می شود و این سیاهی ها، اجازه حضور قلب در نماز را نمی دهد. دلی که در طی روز، دائما به غیر خدا توجه می کند، نمی تواند در چند دقیقه را از انس ها و عادت های خود بازگردد و به جای دیگری توجه کند. بنابراین کسی که می خواهد در نماز حضور قلب داشته باشد، باید در تمام روز مراقبت کند و سعی کند روز خود را با یاد خدای متعال و انجام فرامین او بگذراند. و مساله حضور قلب منحصر به چند دقیقه زمان نماز نمی شود.

    کافیست هر کس یک روز این مساله را امتحان کند و تاثیر شگرف ذکر الهی و مراقبه در طی روز را در زمان نماز خود احساس کند.

    مساله دیگر اینکه حضور قلب کامل عموما به یک باره به دست نمی آید. بلکه نیاز به نوعی تمرین دارد. و راه تمرین نیز این است که در نماز هر کجا متوجه شدیم پرنده خیال پر کشیده و به جایی مشغول شده، آن را سریع بازگردانیم و به حضور در پیشگاه خدای متعال توجه کنیم.

    اگر انسان این عمل را مدتی انجام دهد، دل او کم کم تربیت شده و انسان می تواند نماز با حضور قلب برگزار کند.

    همچنین انسان باید از عواملی که حضور قلب او را ضایع می کنند، پرهیز کند.

     

    راههای تمرکز و حضور قلب در نماز

    ۱. ترک گناه(راههای تمرکز در نماز):

    کسى که به خیانت به مردم، کلاه برداری، رشوه خواری، اختلاس، ‌تهمت، غیبت و غیره فکر مى کند، براى او قلبى نمانده است تا در آن خدا جلوه کند. هر چه هست ،غیر خدا است.
    دل ز دل بردار اگر بایست دلبر داشتن دلبر و دل داشتن نَبْوَد طریق عاشقان
    گناه لذت مناجات را از انسان مى گیرد و با گرفتن لذت شیرینى عبادت، حضور قلب هم خواهد رفت.
    امام صادق(ع) مى فرماید:«خداوند به داوود پیامبر فرمود: قرار نده بین من و خودت عالِمى را که شیفته دنیا است، ‌چون این شخص از راه محبت من جلوگیرى مى کند. این ها دزدان راه بندگانى هستند که به سوى من مى آیند.

    کم ترین کارى که من با آن ها مى کنم، این است که شیرینى مناجاتم را از قلبشان مى گیرم».
    امام سجاد علیه السلام در دعای سحر ابوحمزه ثمالی نکات بسیار ارزنده ای در این خصوص بیان فرموده است . آن حضرت در این دعا به خدا عرض می‌کند:
    « خدایا! چه شده مرا چه دردی مرا گرفت که هر وقت می‌خواهم مناجات کنم ، دعا کنم( دعای کمیل بخوانم، مناجات شعبانیّه داشته باشم ،

    ذکر داشته باشم، نمازی داشته باشم، زیارت عاشورائی داشته باشم،) حواسم جمع نیست؟! یا خوابم می‌آید، یا اگر خوابم نمی‌آید، حالت پیلگی و چُرت است، یا اگر این ها نیست، شادابیم ، وقتم و نیرویم درباره خاطرات تلخ دیگری صرف می‌شود. آن لذّت مناجات را از من می‌گیری؟ در نتیجه یا مناجات نمی‌کنم، یا مناجات بی‌محتوا یی دارم.

    خدایا ! هر وقتی پنداشتم سریره و درون و نیت من پاک و صالح است و به محفل توّابین نزدیکم، ابتهالی، بَلیه‌ای، آفت و آسیب و گزندی می‌رسد که پای مرا می‌لغزاند و نمی‌گذارد که من به محفل نورانی آن ها راه پیدا کنم.پروردگارا ! علتش چیست ؟

    نکند که مرا از دَرِ خانه‌ات راندی؛ شاید دیدی که من ( با گناه صغیره یا کبیره ، گناه قلبی و فکری و ذهنی یا بدنی خود ) حقّ تو را سبک شمردم، مرا مطرود کردی؛ یا دیدی که چون از تو (و ذکر تو) اِعراض کردم؛ رحمت خود را از من سلب کردی یا چون دیدی که من در مقام دروغ گویان هستم، مرا مورد بی‌مهری قرار دادی و رهایم کردی؛

    یا دیدی که نعمت‌های تو را شکر نمی‌کنم، مرا محروم کردی؛ یا دیدی که در مجالس علما و اندیشوران دینی حاضر نمی شوم ، ( و با آن ها رابطه و نیت خوبی ندارم ) مرا طرد کردی؛ یعنی به جای این که در محافل علما شرکت کنم ، چیزی یاد بگیرم، در مجالس دیگران شرکت می‌کنم .

    یا دیدی در بین غافلین به سر بردم ، از رحمت خاصّه خود مرا ناامید کردی؛ یا چون مرا در مجلس‌های طنزگویان و بذله گویان و باطل گرایان که عمری را به بطالت و بی هدفی می‌گذرانند ، دیدی مرا مورد بی‌مهری قرار دادی؛ نمی دانم خدایا ! چرا این جوری شدم ؟

    شاید اصلاً دوست نداری صدای مرا بشنوی؛ برای این که این صدا و این حنجره در غیر راه تو صرف شده است. یا از این جهت دوست نداری چهره‌ام را در مجلس توّابین و پاکان ببینی، که در مجلس بَطّالین و هرزه گویان و هرزه پویان مشاهده ام کرده ای.

    چون دیدی که من در مجلس علما حضور ندارم، برای همین مرا از خودت دور کردی و توفیق حضور در مجلس پرهیزکاران را به من ندادی .
    شاید به جرم گناه و معصیتی که کردم ، مرا مکافات کردی، یا در اثر کم حیائی و بی شرمی ام مرا مجازات کردی…»
    در محتوای این قسمت از دعای ارزشمند سحر دقت کنید ، ببینید علل بی حالی ها و عدم حضور قلب ، ترک واجب، فعل حرام، فکر و اندیشه و نیت نادرست ، انجام کار مکروه و رها کردن اموری که از شعائر دینی و مذهبی است و مانند آن ذکر شده است .

    این ها است که باعث می شود انسان یا توفیق مناجات و نماز نداشته باشد ، یا اگر توفیقی پیدا کرد و مناجات و نمازی داشت، نماز بی‌حال و بدون حضورقلب انجام می‌دهد.ماه مبارک رمضان ماه میهمانی خدا است. سفره کرامت و مغفرت و رحمتش به روی همه بندگان از پاکان تا نا پاکان،از پرهیزکاران تا گناهکاران باز است .

    در این فرصت باقی مانده با آب توبه و انابه از خدا بخواهیم ما را از مواهب و غذاهایی که دوستان و اولیائش و محمد و آل محمد (ص) را بهره مند ساخته ، بهره مند سازد .

     

    ۲. پرهیز از دنیادوستی:

    از جمله مواردی که رسیدن به مقام قرب الهی را مانع می شود و انسان را از لذت مناجات با خداوند باز می دارد و نیز قلب را به تاریکی می کشاند، دوستی با دنیاست که در سخنان گهربار ائمه معصومین علیهم السلام بسیار نکوهش شده است.

    امام صادق علیه السلام می فرماید: «رَأسُ کُلِّ خَطیئهٍ حبُّ الدّنیا؛ منشأ هر خطایی، دوستی دنیاست».

    قلب آدمی، چون پرنده ای است که پیوسته از شاخه ای به شاخه دیگر می پرد و تا هنگامی که درخت حبّ دنیا در وجود انسان پا برجاست، پرنده قلب نیز بر شاخه های آن آویزان است.

    اگر انسان با اندیشیدن در پی آمدهای دوستی دنیا از خلال آیات و روایات و حالت های اولیای خدا بتواند این درخت را از وجود خویش ریشه کن سازد، آن زمان است که قلب او آرامش و به حضور قلب در نماز توفیق می یابد.

    ولی تا زمانی که قلب انسان در نماز به جاذبه های دنیایی توجه دارد، از یاد خدا و حضور قلب در نماز باز خواهد ماند و از درک فیض نزدیک شدن به خداوند محروم خواهد بود.

     

    ۳- اهمیت دادن به نماز:

    عارف بزرگ میرزا جواد آقا ملکی تبریزی می گوید: حضور قلب سببش همت آدمی است، زیرا قلب تابع همت بوده و اگر همت نماز باشد، قلبت هم نزد نماز حاضر خواهد بود. هر اندازه که همت انسان بیش تر باشد، قلبش هم بیش تر نزد نماز خواهد بود. هر اندازه که همت انسان بیش تر باشد، غفلتش از غیر نماز بیش تر خواهد بود.
    کسانى که نماز را سرسرى مى گیرند و نسبت به آن بى توجه هستند و به اهمیت نماز توجهى ندارند، حضور قلب نخواهند داشت. بر عکس کسانى که به نماز اهمیت مى دهند و براى آن سرمایه گذارى مى کنند و آن را ستون دین مى دانند و وقت و فرصت بیش ترى را صرف نماز مى کنند، حضور قلب بیشترى خواهند داشت.

     

    ۴. توجه داشتن به خداوند در همه حال:

    بزرگان اخلاق، برای توفیق یافتن بر حضور قلب در نماز، به افراد چنین سفارش می کنند که در طول روز نیز در همه حال متوجه حضرت حق باشند.

    انسان به هر چیز بیشتر توجه کند، همان چیز، قوی تر و پررنگ تر در روح او نقش می بندد. پس به گاه خواندن نماز نیز یاد او از آن پر و توجهش بدان سوست.

    بدین ترتیب، شاید یکی از ثمره های این آیه شریفه که می فرماید: «اذْکُرُوا اللّه َ ذِکْرا کَثِیرا؛ بسیار خداوند را یاد کنید.» (احزاب: ۴۱)، همین باشد که: یاد فراوان خدا در طول شبانه روز، تأثیر بسزایی در ایجاد حضور قلب در نماز خواهد داشت.

     

     

    ۵. یقین کردن به بزرگی خدا:

    آن گاه که بنده به عظمت خداوند و گستردگی فرمانروایی و قدرت او معرفت یافت و با جان و دل فهمید که خود، در حقیقت، هیچ است و به اندازه ذره ای مالک خیر و شر خود نیست و زندگی و مرگ و حشر و نشرش به دست برترینِ عالم یعنی خداست، عقل و اندیشه اش در برابر این عظمت و شکوه زانو می زند.

    پس در پیشگاه حضرت حق، به فروتنی می افتد و قلبش از مشاهده شکوه بزرگی و فرمانروایی او، بیش از حد و وصف خاضع و خاشع می شود و مراقب حضور و نظر پروردگار و رد و پذیرش او خواهد بود؛ با مراقبتی که یک چشم به هم زدن از آن غافل نخواهد شد.

    امیر مؤمنان علی علیه السلام می فرمایند:

    ولو فَکَّروا فی عَظیمِ القُدرهِ وَ جَسیمِ النّعمهِ لَرَجَعُوا إلی الطّریق و خافُوا عذابَ الحریقِ.

    اگر مردم در عظمت قدرت خدا و بزرگی نعمت های او می اندیشیدند، به راه راست باز می گشتند و از آتش سوزان می ترسیدند.

    «اگر انسان به مناجات با حق تعالی و ولی نعمت خود به قدر مکالمه با یک مخلوق عادی ضعیف اهمیت دهد، هرگز این قدر نسیان و سهو و غفلت نمی کند؛ ولی نعمتی که آدمی را به وسیله انبیا و اولیا و قرآن کریم، به مناجات با خود دعوت فرموده و درهای مکالمه با خود را به روی او گشوده است.

    اگر انسان امری را بی اهمیت تلقی کند، کم کم به ترک آن منجر می شود و ترک اعمال دینی، انسان را به ترک دین می رساند. چنانچه اگر انسان اهمیت عبادت ها را به قلب بفهماند، از این غفلت و سهل انگاری منصرف شده و از این خواب سنگین بر می خیزد».

    از ابوحمزه ثمالی نقل کرده اند که گفت:

    امام سجاد علیه السلام را دیدم که نماز می خواند. عبای آن حضرت از شانه اش افتاد، ولی حضرت آن را راست نفرمود، تا آنکه از نماز فارغ شد. از حضرت در این باره پرسیدم، فرمود: وای بر تو آیا می دانی در حضور چه کسی بودم؟ همانا از بنده تنها قسمتی از نماز پذیرفته می شود که در آن توجه قلبی داشته است.

     

    ۶- آمادگی قبل از نماز:

    کسی که می خواهد در نماز حضور قلب داشته باشد، لازم است به مقدمات نماز توجه داشته باشد و وضو را به صورت کامل انجام دهد و قبل از نماز لحظاتی را با خدا خلوت کند. امام صادق (ع) می فرماید:
    «هنگامی که به قصد نماز به جانب قبله ایستادی، دنیا و آن چه در آن است و مردم و احوال آن ها را فراموش کن. قلبت را از هر شاغلی که تو را از یاد خدا باز می دارد، فارغ ساز و با چشم باطن، عظمت و جلال خدا را مشاهده کن.

    به یاد آور توقف خودت را در برابر خدا، در روزی که هر انسانی اعمال از پیش فرستاده اش را آشکار می سازد ».

     

    ۷. توجه کردن به معانی الفاظ نماز:

    برای آنها که دغدغه حضور قلب در نماز را دارند، آموختن معانی نماز، بسیار راه گشاست. کسی که از معانی جمله های نماز ناآگاه است، نه از نماز به شایستگی لذت می برد و نه آنچنان که سزاوار است، از حضور قلب بهره مند می شود.

    نمازگزاری که به دلیل ندانستن معانی نماز، نه می داند چه می گوید و نه آگاه است که چه می خواهد، نمی تواند از شجره نماز، میوه های گوناگون بچیند.

     

    ۸- فراغت قلب:

    یکی از مهم ترین اسباب حضور قلب، فراغت قلب است.
    تا بر نخیزی از سر دنیا و هر چه هست با یار خویشتن نتوانی دمی نشست
    حضرت امام خمینى در مورد راه هاى تحصیل حضور قلب مى گوید:
    « آنچه باعث حضور قلب شود، دو امر است:
    یکى فراغت وقت و قلب و دیگر فهمیدن اهمیت عبادت . مقصود از فراغت وقت آن است که انسان در هر شبانه روزى براى عبادت خود وقتى را معیّن کند که در آن وقت خود را موظف بداند فقط به عبادت بپردازد .

    اشتغال دیگرى را براى خود در آن وقت قرار ندهد. انسان اگر بفهمد که عبادت یکى از امور مهمى است که از کارهاى دیگر اهمیتش بیش تر بلکه طرف نسبت با آن ها نیست [= قابل مقایسه نیست] البته اوقات آن را حفظ مى کند و براى آن وقتى موظف مى کند. . .

    از فراغت وقت ‌مهم تر فراغت قلب است و آن چنان است که انسان در وقت اشتغال به عبادت، خود را از اشتغالات و هموم دنیایى فارغ کند و توجه قلب را از امور متفرقه و خواطر متشتّته [=پراکنده] منصرف نماید و دل را یکسره خالى و خالص براى توجه به عبادت و مناجات با حق تعالى نماید و تا فراغت قلب از این امور حاصل نشود، تفرغ براى او و عبادت او حاصل نشود».

     

    ۹- رعایت مستحبات نماز:

    از اسباب حضور قلب، رعایت احکام و آداب نماز است، مانند نگاه کردن به محل سجده در حال قیام، نگاه کردن بین دو پا در حال رکوع، نگاه کردن به دامن در حال تشهد و سلام و چسباندن دست ها به بدن در حال قیام و غیره.
    از هنگام وضو ساختن، دل را به خدا بسپار و با گفتن اذان و اقامه و توجه به معانى و مفاهیم بلند آن، جان و روح و قلب را به آن خط نورى ملکوتى اتصال بده که از کعبه تا عرش و از آن جا تا حقیقت اسما و صفات و از آن فراتر تا «ذات احدیّت» امتداد دارد.
    پس از اقامه گفتن و قبل از ورود به نماز، به ابراهیم خلیل تأسى کن و بگو:
    «انّى وجهت وجهى للذى فطر السموات و الارض حنیفاً و ما انا من المشرکین»؛(۳) روى خود را به سوى کسى کردم که آسمان‏ها و زمین را آفریده، من در ایمان خود خالصم و از مشرکان نیستم.
    سپس با حضور قلب و توجه به معانى الفاظ بگو: «انّ صلوتى و نسکى و محیاى و مماتى للَّه ربّ العالمین»؛(۴) بگو: نماز و تمام عبادات من، و زندگى و مرگ من، همه براى خداوند پروردگار جهانیان است.
    آن گاه که در آستانه تکبیر قرار گرفتى، گناهان خویش را به یاد آور و به عظمت خالق توجه نما و حقارت خویش را در نظر آور و بگو:
    «یا محسن قد اتاک المسى و قد امرت المحسن ان یتجاوز عن المسى انت المحسن و انا المسى بحق محمد و آل محمد صل على محمد و آل محمد و تجاوز عن قبیح ما تعلم منّى؛
    اى خداى نیکوکار! بنده گناهکارت به در خانه تو آمده است، و تو امر کرده‏اى که نیکوکار از گناهکار بگذرد. تو نیکو کارى و من گناهکارم. به حق محمد و آل محمد، رحمتت را بر محمد آل محمد بفرست و از کارهاى زشتى که مى‏دانى از من سر زده بگذر».

     


    منبع: پاسخکده

    این پست در تاریخ اسفند ۹, ۱۳۹۷ توسط تیم نوشتار یارگمنام ارسال شده است .

    67
    ارسال نظر
    1 . دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسانه یارگمنام در وب منتشر خواهد شد.
    2 . پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    3 . پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    تمامی حقوق اعم از قالب ها و نوشته ها نزد یارگمنام محفوظ می باشد و کپی برداری از آن ها پیگرد قانونی دارد . کپی از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد .

    Coding By S-Mohammad-H