به دلیل هزینه های بالای سرور های یارگمنام مجبور به قرار دادن تبلیغات همسان هستیم , لذا در صورت مشاهده تبلیغات غیر موضوع یارگمنام بدانید از روی جبر و مشکلات مالی می باشد . با تشکر مدیریت یارگمنام

عملیات مکه

انیمیشن عملیات مکه

بازدید : 4177 نفر ؛ دیدگاه : 3 دیدگاه
asabani-iran

ایران ، عصبانی ترین کشور دنیا ؟ ؟ ؟

بازدید : 1528 نفر ؛ دیدگاه : بدون دیدگاه

بی حجابی مجازی

بازدید : 1130 نفر ؛ دیدگاه : بدون دیدگاه
رسانه یارگمنام</div>
  • شما در یارگمنام  

  •  
  • لطیفه هایی مذهبی از پیامبران و امامان 
  • هستید
  • لطیفه هایی مذهبی از پیامبران و امامان

    مزاح پیغمبر

    پیرزنى به حضور پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله رسید، علاقه من بود که اهل بهشت باشد. پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله به او فرمود:پیرزن به بهشت نمى رود. او گریان از محضر پیامبر خارج شد. بلال حبشى او را در حال گریه دید. پرسید: چرا گریه مى کنى ؟ گفت : گریه ام به خاطر این است که پیغمبر فرمود:پیرزن به بهشت نمى رود. بلال وارد محضر پیامبر شد حال پیرزن را بیان نمود. حضرت فرمود: سیاه نیز به بهشت نمى رود. بلال غمگین شد و هر دو نشستند و گریستند. عباس عموى پیامبر آنها را در حال گریان دید.پرسید:چرا گریه مى کنید؟آنان فرمایش پیامبر را نقل کردند.عباس ماجرا را به پیامبر عرض کرد. حضرت به عمویش که پیرمرد بود فرمود: پیرمرد هم به بهشت نمى رود. عباس هم سخت پریشان و ناراحت گشت. سپس رسول اکرم هر سه نفر را به حضورش خواست ، آنها را خوشحال نمود و فرمود: خداوند اهل بهشت را در سیماى جوان نورانى در حالى که تاجى به سر دارند وارد بهشت مى کند، نه به صورت پیر و سیاه چهره و بدقیافه .

    چیستان

    روزی حضرت علی (ع) با عده ای از یاران نشسته بود در این هنگام حضرت دست راستش را بالا برد و به یاران فرمود : اگر گفتید دست راست من شبیه چیست ؟یکی گفت شبیه شمشیر دیگری گفت شبیه پنجه های شیر و خلاصه هریک چیزی گفت .حضرت فرمود :دست راست من شبیه دست چپ من است!

    همان که سفیدی ای در چشمش هست؟

    بانویی به خدمت پیامبر خدا رسید
    . پیامبر از او سؤال کرد که همسر کدام یک از مسلمانان است . زن، پاسخ داد که :فلان کس . پیامبر پرسید : «همان که سفیدی ای در چشمش هست؟». زن، برافروخته پاسخ داد : نه، ای پیامبر خدا ! چشم همسر من سالم است . پیامبر خندید و فرمود : « چرارنجیده شدی؟ مگر کسی هست که در چشمش سفیدی نباشد؟».

    بوسیدن

    جد خالد قسری زنی را بوسید، زن به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)شکایت کرد، حضرت او را احضار کردند، او به کار خود اعتراف کرد و گفت اگر او هم میخواهد قصاص کند و مرا ببوسد من آماده ام، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) واصحاب آن حضرت تبسم نمودند و فرمودند دیگر این کار را نکن. گفت نه، به خدا قسمدیگر نمی کنم. پیامبر از او گذشتند.

    لنا

    روزی علی(ع) ‌در دوران نوجوانی با عمر و ابوبکر به راهی می‌رفت و علی(ع)‌ در میان آن‌دو بود. چون علی(ع)  از نظر سنی از آنها کم‌ سن‌تر بود، کوچک جثّه‌تر و کوتاه‌تر به‌نظر می‌رسید، عمر از باب مزّه پَرانی گفت: تو در  میان ما،  مانند نون کلمه‌ی لنا می‌مانی( یعنی از لام اول کلمه و الف آخر آن کوچکتری) کاتب وحی  در جواب او گفت: شاید این چنین به‌نظر بیاید و لاکن همان حرف نون در کلمه‌ی ‌لنا اگر نباشد آن‌دو به کلمه‌ی لا( به معنای عدم و نیستی ) تبدیل می‌شوندو حقیقتاًمن در میان شما دو تن همین نقش را دارم

    شما زیاد خرما خورده اید؟

    روزی پیامبر(ص) با امام علی علیه السلام در مجلسی، خرما تناول می فرمود و هسته های خرما را مقابل علی علیه السلام می گذاشت ، به گونه ای که اگر کسی وارد می شد فکر می کرد همه خرماها را علی علیه السلام خورده و آن حضرت چیزی تناول نفرموده است. پیامبر خطاب به حضرت علی فرمود: « شما زیاد خرما خورده اید؟» حضرت علی جواب داد: « آن کس زیادتر خورده که خرما را با هسته آن تناول کرده است.» و لبخند بر لبان پیامبر نقش بست.

    شوهر

    در عهد حضرت عیسی (ع) شخصی مادر پیرش را در زنبیلی می گذاشت و هرجا می رفت، همراه خودش میبرد. روزی حضرت عیسی او را دید، به وی فرمود: آن زن کیست؟ گفت: مادرم است. فرمود: او را شوهر بده. گفت: پیر است و قادر به حرکت نیست. پیرزن دستش را از زنبیل بیرون آورد و بر سر پسرش زد و گفت: ای بی شرم! تو بهتر می فهمی یا پیغمبر خدا؟!

    شیطان می‌آید

    روزی ابوحنیفه با اصحاب خود در مجلسی نشسته بود که مومن طاق،شاگرد برجسته امام صادق علیه السلام از دور پیدا شدو به طرف آن‌ها متوجه گردید. وقتی نگاه ابوحنیفه به او افتاد از روی دشمنی به اصحاب خود گفت: قد جاءکم الشیطان:شیطان به سوی شما آمد. وقتی مومن طاق این سخن را شنید و نزدیک آمد این آیه را خواند:…انا ارسلنا الشیطان علی الکافرین تؤزهم ازّا:ما شیاطین را به سوی کافران فرستادیم تا آنان را شدیدا تحریک کنند.

    نماز

    يكي از خوارج حضرت علي را در حال نماز ديد، با شيطنت اين آيه را خواند: لئن اشركت ليحبطن عملك، اگر شرك ورزي عملت تباه خواهد شد (زمر/۶۵). حضرت علي با زيركي و حضور ذهن به نحوي كه نمازش به هم نخورد، بعد از قرائت سورة حمد اين آيه را تلاوت كرد: فاصبر ان وعد اللّه حق و لا يستخفنك الذين لا يوقنون، صبر پيشه كن كه وعدة خدا حق است، و هرگز كساني كه ايمان ندارند تو را خشمگين نسازند (روم/۶۰).

     

    منابع:

    تبیان

    حوزه

    بحارالانوار ج ۱۶ ص ۲۹۵

    بحار ج ۱۶ ص ۲۹۶

    این پست در تاریخ خرداد ۲۹, ۱۳۹۷ توسط تیم نوشتار یارگمنام ارسال شده است .

    136
    ارسال نظر
    1 . دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسانه یارگمنام در وب منتشر خواهد شد.
    2 . پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    3 . پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    تمامی حقوق اعم از قالب ها و نوشته ها نزد یارگمنام محفوظ می باشد و کپی برداری از آن ها پیگرد قانونی دارد . کپی از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد .

    Coding By S-Mohammad-H