عملیات مکه

انیمیشن عملیات مکه

بازدید : 3650 نفر ؛ دیدگاه : 3 دیدگاه
asabani-iran

ایران ، عصبانی ترین کشور دنیا ؟ ؟ ؟

بازدید : 1331 نفر ؛ دیدگاه : بدون دیدگاه

بی حجابی مجازی

بازدید : 923 نفر ؛ دیدگاه : بدون دیدگاه
رسانه یارگمنام</div>
  • شما در یارگمنام  

  •  
  • حکایت هایی از دوران کودکی سیدالشهدا (ع) 
  • هستید
  • حکایت هایی از دوران کودکی سیدالشهدا (ع)

    فاطمه خواب است. حسين گريه می‌کند.

    يک دفعه گهواره شروع می‌کند به تکان خوردن.

    صداي لالايي شنيده می‌شود. حسين آرام می‌گیرد.

    ماجرا را که براي محمد رسول الله تعريف می‌کنند، می‌گوید: «جبرئيل بوده، جبرئيل امين»

    ———————————————————————————————————————

    حسين را فاطمه شير نداد. نه فاطمه، نه هيچ زن ديگري.

    وقتي که به دنيا آمد، فاطمه شير نداشت که به او بدهد.

    هيچ زني هم پيدا نشد که دایه‌اش بشود.

    محمد رسول الله انگشتش را در دهان حسين می‌گذاشت.

    او می‌مکید و اين مکيدن براي دو سه روزش کافي بود.

    گوش و خون حسين مي رویید از گوشت و خون محمد…

    لحمهم لحمی و دمهم دمی …

    ———————————————————————————————————————

    حسين زبان باز نمی‌کرد. کمي دير شده بود.

    محمد می‌خواست نماز بخواند؛ تکبير گفت.

    حسين هم خواست بگويد اما نتوانست.

    محمد دوباره تکبير گفت. حسين باز هم نتوانست درست بگويد.

    محمد هفت بار تکبيرش را تکرار کرد تا حسين توانست بگويد الله اکبر.

    از آن روز هفت تکبير براي شروع نماز مستحب شد…

    ———————————————————————————————————————

    پیامبر-ص بچه ای را در راه دید

    نشست و او را گرفت و به او اظهار لطف و مهربانی کرد

    وقتی علت را جویا شدند فرمود :

    من او را دوست دارم چون او فرزندم حسین را دوست دارد

    زیرا دیدم وقتی حسین می‌گذشت

    خاک زیر پایش را برمی داشت و بر صورت می‌کشید

    و جبرئیل به من خبر داد که او از یاران حسین در واقعه کربلا خواهد بود.

    ———————————————————————————————————————

    از به دنيا آمدن حسين ع هفت روز گذشته بود كه اسماء دوباره بردش پيش محمد ص.

    پدربزرگ براي نوزاد گوسفند قرباني كرد و هم وزن موهاي سرش نقره صدقه داد.

    اسماء باز هم گريه محمد ص را ديد اين بار طاقت نياورد. نتوانست نپرسد.

    پرسيد: اين گريه براي چيست؟ هم امروز و هم روز تولد؟

    گفت : گريه می‌کنم براي نوه‌ام.

    روزي می‌آید كه يك عده ستمكار از بنی‌امیه او را می‌کشند…

    ———————————————————————————————————————

    اسماء نوزاد را پیچیده بود توی یک پارچه سفید.

    محمد(ص) نوزاد را از او گرفت.

    در گوش راستش اذان گفت و در گوش چپش اقامه.

    اسمش را گذاشت شبیر… شبیر به عربی می‌شود حسین.

    نوزاد، پسر کوچک علی بود و علی برای محمد، مثل هارون بود برای موسی.

    شبیر پسر کوچک هارون بود …

     

    منبع : هیئت کربلا

    این پست در تاریخ مهر ۱۵, ۱۳۹۷ توسط تیم نوشتار یارگمنام ارسال شده است .

    49
    ارسال نظر
    1 . دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسانه یارگمنام در وب منتشر خواهد شد.
    2 . پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    3 . پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    تمامی حقوق اعم از قالب ها و نوشته ها نزد یارگمنام محفوظ می باشد و کپی برداری از آن ها پیگرد قانونی دارد . کپی از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد .

    Coding By S-Mohammad-H